شهریار عاشق بعد از سالها دوری از عشق زندگیش به یاد خاطراتش به محلی میره که اونجا خاطرات زیبایی داشته .....اونروز هم روز سیزده بدر بوده که میره میبینه عشق زندگیش با شوهرو بچش اونجا هستن و این شعر زیبارو مینویسه.... ...